عصیان پنج دقیقه ای شعارها+صوت

[ad_1]

جمعه ۳۱ام تیرماه ۱۳۶۷، درست دو روز پس از صدور پیام قطعنامه، ظل آفتاب ظهر تیرماه،از قرار معلوم امروز رئیس جمهور خامنه ای امام و خطیب جمعه هست.

فضا غربت عجیبی دارد، انگار جمعیت بغضی است مانده در گلو که میخواهد منفجر بشود، رزمندگانِ جنگ جنگ تا پیروزی گویِ دیروز همچون به تاراج رفتگان، از جبهه ها برگشته و در صفوف دیده میشوند.

آیت الله خامنه ای پشت تریبون می ایستد؛ به رسم معمول به احترام رئیس جمهور شعارهایی داده میشود:«صل علی محمد روح بهشتی آمد»و…
رئیس جمهور از مردم تقاضا میکند بنشینند تا خطبه ها را شروع کند، اما انگار عصیانی پنهان به جان مردم افتاده، عصیانی ناشی از بغض چند روزه ای که با نوشیدن جام زهر بر گلویشان چمبره زده بود.

دیگر طاقت ها تاب شده و شعارها برخلاف رسم معمول شدت میگیرد، بعضی شعارها جدید است:
«حزب الله ؛ پیشمرگ روح الله
اماما اماما پیامتو شنیدیم، به جان و دل خریدیم
اگر همه کشته شویم دست از امام نمی کشیم
خمینی بت شکن ؛ بت فسادو بشکن»
انگار آمده اند تا با جان و دل نوشدارویی شوند بر دل و جان زهر نوشیده امامشان؛ گاهی با تمام وجود لبیک میگویند به پیام مبارزاتی آقایشان و به یاد احرام به خون خضاب شده سال قبل حجاج:
«مکه، مدینه؛ آزاد باید گردد»

دیگر امت سر از پا نمی شناسد، وقتی کار به مقتل و خون و خضاب میکشد ناخودآگاه به یاد سالار شهیدان فریاد میزنند، جمع یکصدا هیئتی میشود انگار، صدای سینه زنی با شعارها مخلوط می شود:
«حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست»

شعارها برخلاف معمول خیلی طول میکشد، حدود ۵دقیقه مردم از جان فریاد میزنند، فریادهایی که برگی می شود بر تاریخ مظلومیت حزب الله و امامشان پس از جام زهر، پنج دقیقه ای برای تاریخ، تا احدی سی چهل سال بعد نتواند بگوید جام زهری در کار نبود…

 

http://www.teribon.ir/base/img/2017/07/@teribon.mp3

[ad_2]

لینک منبع

یکسان‌سازی برای خاطره‌سوزی؛ از تبریز تا اصفهان

[ad_1]

مزارهای گلستان شهدای اصفهان، اساساً یکسان‌ بنا نهاده شده بود. بنابراین بهانه‌های کودکانه‌ای که در شهرهای دیگر از جمله تبریز، دستاویزِ تخریب مزارها شد، در اصفهان موضوعیت نداشت.

اینجاست که می‌شود عمق استدلالِ یکسان‌سازان را بهتر دریافت.

آنها با پیش کشیدن خزعبلاتی مانند بی‌نظمی مزارها، لودرها را انداختند به جان حجله‌ها و سنگ‌ها و با کلی هزینه از بیت‌المال، کویری از سنگ‌های سیاه ساختند و بعد هم با این کویر عکس یادگاری انداختند تا نامشان در تاریخ ثبت شود!

موردِ گلستان شهدای اصفهان، نشان داد که غایتِ یکسان‌سازان چیزی جز خاطره‌زدایی نبوده؛ حتی اگر این خاطره‌ها بواسطه‌ی مزارهای  همسان شکل گرفته باشد.

خاطره‌زدایی، خیانت کوچکی نیست در حق ملتی متکی به گذشته‌ی پرماجرا و پرحادثه.

اگرچه بواسطه‌ی بی‌خیالی حزب‌الله، پروژه‌ی تخریب مزارهای شهدا امری عادی شد، اما نباید این خیانت و بانیانش را بدون پرداخت هزینه‌ رها کرد.‌

[ad_2]

لینک منبع

شرف الدین؛ فراتر از یک مدرسه

[ad_1]

شرف الدین؛ نام یک مدرسه است، دبیرستان تخصصی علوم انسانی، تعاریف جالبی ازشان شنیده و دیده ام، از معلم های جوان و انقلابی اش که اکثرا فارغ التحصیل دانشگاه های تهران آن هم در رشته های تخصصی علوم انسانی اند، تا کلاس های متفاوت جامعه شناسی شان که معلم ها و دانش آموزان راه میفتند و میروند بین مردم کوچه و بازار(کاری که پیش تر آوازه اش را فقط شنیده بودیم آن هم در کشورهایی مثل چین و ژاپن)،  تا نشست های بی نظیر «عصر علوم انسانی» که در مدرسه شان با حضور اساتید انقلابی و با هدف و موضوع مشخص و براساس اولویت های نظام برگزار میکنند(چیزی که مدت هاست در فضای دانشجویی کشور که درگیر موش گربه بازی های سیاسی و خاله بازی های تشکیلاتی است ندیده ام) تا تحلیل های دانش آموزی بی نظیر دانش آموزانش که حقا بسیار فراتر از یک دانش آموز و در بسیاری موارد فراتر از دانشجویان و خیلی اساتید است، تا کلاس های کم نظیر هنر و رسانه که راه انداخته اند که حتی دیدن عناوینش آدم را به وجد می آورد چه برسد به نشستن و تلمذ در آن، تا زیر مجموعه دانش آموزی حوزوی که با نام مدرسه علوم اسلامی «حجره» به راه انداخته اند و به قولی برای خودش مینی حوزه ای هست، و هزاران «تا»ی دیگر.

آخرین چیزی هم که ازشان دیدم هیئت دانش آموزی متفاوتی است که راه انداخته اند، با اسم و رسمی متفاوت و کارهایی متفاوت؛

پیش از هر چیز بگویم که کلا هیئت و تشکیلات دانش آموزی راه انداختن خیلی رسم نیست و اصلا دانش آموز انقلابی بودن هم خیلی رسم نیست. قبلا نمونه هایی از تشکیلات دانش آموزی دیده بودم اما واقعا کارشان به نظرم چنگی به دل نمیزند و اوج حرکتشان انجام فعالیت های تربیتی است که برآیندش می شود دانش آموزان چفیه به دوش عکس آقا پروفایل گذار.

اما شرف الدین متفاوت است، خیلی متفاوت،کافیست سری به کانال و سایتشان بزنید، کارهایشان را ببینید، تحلیل هایشان را بخوانید، شعارهایشان را بشنوید و در ریز ترین کارهایشان دقت کنید، از دکور متفاوت و ساده هیئتشان تا فونت های متفاوتی که به کار می برند، تا نام هیئتشان، تا برنامه ها و کلاس های ابتکاری شان و باز هزاران «تا»ی دیگر…

همه این حرکات نشان از نوعی تابوشکنی انقلابی است، انگار اینها آمده اند تا الگو باشند، برای دانش آموزان، برای دانشجویان، برای حوزوی ها، برای هیئتی ها و کلا برای ایرانی که انقلابش را نباید فراموش کند…

بیش از این نمیگویم، مشک آن است که خود ببوید، بروید و خودتان بیشتر بخوانید، این نشانی سایتشان:

sharafodin.ir

این هم کانال تلگرام:

@sharafodin_ir

و این هم نشانی و شماره تماس:

sharafodin.ir/contactus

پ ن: به همه تهران نشینان، چه دغدغه انقلاب دارند چه دغدغه وطن، پیشنهاد میکنم در وهله اول علوم انسانی را جدی بگیرند و بعد از آن شرف الدین را…

شما هم با ارسال سوژه های خود به ادمین تریبون مستضعفین ما را در تنظیم صفحات اسطرلاب روی ستارگان انقلاب مدد نمایید.

#اسطرلاب

[ad_2]

لینک منبع

رهبرانقلاب: مسئولان به مشکلات مردم «خوزستان» و «مناطق سیل زده» رسیدگی کنند

[ad_1]

رهبر انقلاب، صبح امروز در ابتدای درس خارج فقه، بیانات مهمی درباره لزوم تسریع در رسیدگی به مشکلات مردم جنوب کشور بیان کردند.

رهبر انقلاب صبح امروز در ابتدای درس خارج فقه: آنچه که در خوزستان در این چند روز برای مردم پیش آمد واقعاً دل انسان را می‌خراشد؛ [رسیدگی به] این‌ها وظیفه‌ی ماست؛ این‌ها وظیفه‌ی مسئولین است. حکومت‌ها موظفند به فکر مردم باشند؛ این یکی از وظایف قطعی و فوری و همیشگی حکومت‌هاست.

 

اگر کسی به فکر مردم باشد، نمی‌تواند در مقابل مسائل دشوار خوزستان راحت بماند.

این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است، کافی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند و چند صباح دیگر نیز دیگران همین قضاوت را درباره ما خواهند کرد که چرا برای علاج مشکل مردم کاری انجام نشد.

در جنوب کشور سیل آمده است. الان مردم آن منطقه در یک شرایطی هستند که احتیاج به کمک دارند. سیل آفت بزرگی است و خسارتهای زیادی برای مردم و خانواده‌ها ایجاد می‌کند. این یک وظیفه است یک کار لازم است.

مشروح بیانات معظم له در ادامه آمده است:

 

صبح امروز در ابتدای جلسه‌ی درس خارج فقه ایراد شد؛
بیانات رهبر انقلاب درباره لزوم رسیدگی جدی مسئولان به مشکلات مردم جنوب کشور

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در ابتدای جلسه درس خارج فقه با اشاره به مشکلات و خسارتهای شدید پدید آمده در اثر سیل و گرد و غبار در مناطق جنوب کشور، تأکید کردند: این حوادث حقیقتاً دل انسان را می‌خراشد و مسئولان موظفند که با فکر و کار و تلاش و همدلی با مردم، به این مشکلات رسیدگی و برای علاج قطعی آنها چاره‌اندیشی و اقدام کنند.

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به مشاهدات گذشته خود از مشکلات پدید آمده برای مردم در جریان دو سیل مهیب افزودند: سیل آفت بزرگی است و خسارتهای زیادی برای مردم و خانواده‌ها ایجاد می‌کند و کمک به مردم سیل‌زده در مناطق جنوب، وظیفه و کاری لازم است.

 

ایشان مسائل این‌روزهای خوزستان و قطع آب و برق و وسایل ارتباطی در هوای سرد را نمونه دیگری از مشکلات دلخراش و بسیار سخت مردم برشمردند و گفتند: ‌مسئولان وظیفه دارند که به این مشکلات رسیدگی کنند و اگر کسی به فکر مردم باشد، نمی‌تواند در مقابل مسائل دشوار خوزستان راحت بماند و این وظیفه قطعی، فوری و همیشگی حکومتهاست که به فکر مردم باشند.

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای با انتقاد از برخی که به‌جای حل مسئله ریزگردها، مسئولیت آن را متوجه گذشتگان می‌کنند، خاطرنشان کردند: درست است که برخی مسائل به چاره‌اندیشی‌های بلندمدت احتیاج دارد اما این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است، کافی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند و چند صباح دیگر نیز دیگران همین قضاوت را درباره ما خواهند کرد که چرا برای علاج مشکل مردم کاری انجام نشد.

 

ایشان افزودند: باید این سختی‌ها را در زندگی مردم لمس، و برای علاج آنها فکر، کار، تلاش، همدردی و همدلی کرد.

[ad_2]

لینک منبع

مردم وبال گردن؟ یا ولی نعمت؟

[ad_1]

حسین شهبازی زاده:

در مجموع و به صورت کلی به دو شکل میشود مردم را به حساب آورد:
یک منطق این است که مردم ولی نعمتان حاکمان و مدیران هستند.
بر اساس نصوص و متن مکتب،تغییرات اوضاع،تابعی از اراده آن هاست(الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم…)
و نیز امکان تحقق اهداف و آرمان های انبیا مشروط به رشد و “فاعل”یت توده هاست(…لیقوم “الناس” بالقسط…)
فلذا نه فقط روز انتخابات و به شکل ویترینی،بلکه همه روز های سال،میزان، رای آن هاست!
آن ها هم 22 بهمن میتوانند و باید که راهپیمایی کنند؛هم اگر لازم شد:21 بهمن و 23 بهمن و روزهای دیگر سال…
در مقابل،یک نگاه هم اجمالا منطق چوپان_رمه ای/تشریفاتی/زینت المجالسی است:
مردم باید بیایند،دست بزنند،هورا بکشند،تایید کنند،تکبیر بگویند،انگشت های جوهریشان را رو به دوربین بگیرند و لبخند بزنند و بعدش از کادر خارج بشوند،بروند پی کارشان،والسلام
مردم،مفروضند و نه متغیر!
آن ها مالکان و اولیا نعمت نیستند،بلکه خودشان بخشی از مملوکات، و نیز وبال گردن و سربار و جیره خوار حاکمانند
هر کدام از دو نگاه فوق توجیهات و استدلال ها و طرفداران خود را دارد و جامعه و ساختارها و قوانین را در مسیر جداگانه قرار میدهد و به آینده ای متفاوت رهنمون میسازد.
البته طرفداران نگاه دوم خیلی و به صراحت معترف نیستند به آن که مردم را چگونه میبینند
بلکه از تجلیات و برون داد های مدیریتشان،ریشه های نگاهشان لو میرود و افشا میشود
حالا بنشینیم بررسی کنیم، بر اساس همین طرح پر سر و صدای اخیر مجلس_مستقل از آن که رای بیاورد یا رای نیاورد_ در قیاس با تقلا های انتخاباتی، اصالت با کدام نگاه است و چه شیوه ای به واقع مستولی است؟
بر اساس این طرح،مخاطب عضو زنده ی ناظر منتقد است؟یا جز اشیاء و لوازم مراسمات؟،مثل همان صندلی ای که رویش نشسته:منظم،صاف،یک دست،دست به سینه،یخ،ساکت،بی تفاوت،قشنگ و مشنگ!

[ad_2]

لینک منبع

بازگشت تنها کتابفروشی انقلابی بوشهر به نمازجمعه!

[ad_1]

به گزارش تریبون مستضعفین: با دستور امام جمعه بوشهر، تنها کتابفروشی انقلابی بوشهر اجازه یافت مجددا در نمازجمعه حضور یابد. این اتفاق پس از آن رخ داد که ستاد نمازجمعه بوشهر، در سوء تدبیری آشکار با تقاضاهای غیرمعقول مالی و چیزی که اجاره میز عنوان شده مانع حضور بساط کتاب «کتابسرای باران»، به نمازجمعه شده بودند. مسئله‌ای که باعث اختلاف بین بعضی نیروهای انقلابی بوشهر و دفتر امام جمعه شده بود.

photo_2017-02-20_20-37-30

کتابسرای باران که تنها توزیع کننده کتاب‌های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در بوشهر به شمار می‌رود، در چند ماهه‌ی اخیر با مشکلات عدیده‌ای روبرو شده که غالبا سنگ‌اندازی دستگاه‌های فرهنگی بوده است.

چندی پیش حوزه علمیه بوشهر، به عنوان صاحب‌مغازه کتابفروشی، درخواست افزایش اجاره‌بها به حدی بیش از طاقت آن کتابفروشی می‌کند. کتابفروشی که توان پرداخت این مبلغ اضافه را نداشته، از آن مغازه اخراج می‌شود. مغازه حوزه علمیه به یک شیرینی‌فروشی اجاره داده می‌شود. کتابسرای باران پس از اخراج از مغازه قبلی برِ خیابان اصلی امام خمینی(ره)، به یک کوچه فرعی از خیابان فرعی پل پور درویش نقل مکان می‌دهد.

مغازه قبلی کتابسرای باران که در مالکیت حوزه علمیه است، 4 سال در اختیار  کتابفروشی بوده و کتابفروشی در آن جا افتاده بود. این مغازه که در مجاورت حوزه علمیه بوشهر قرار دارد، در 4 سال گذشته به پاتوق و محل تبادل نظر و ارتباط اهالی فرهنگ و کتاب‌خوان‌های حزب‌الهی بوشهر با همدیگر و با طلاب انقلابی حوزه تبدیل شده بود.

پس از آن اتفاق، «یونس خدری» مسئول کتاب‌فروشی «باران» درخواست بساط کتابفروشی در نمازجمعه بوشهر می‌کند. وی به عنوان نماینده مجمع ناشران انقلاب اسلامی با نامه‌ای از طرف شورای سیاست گزاری ائمه جمعه کشور به ستاد نماز جمعه بوشهر معرفی می‌شود.*

پس از مدتی حضور و توزیع کتاب‌های جبهه فرهنگی انقلاب در نمازجمعه، ستاد نمازجمعه بوشهر با درخواستی نامعقول به سراغ وی آمده و برای همین چهار روز در ماه، تقاضای 150 هزار تومان به عنوان اجاره میز(!) کرده و شرط ادامه حضور را پرداخت این مبلغ عنوان می‌کند. این میزان خارج از توان این کتابفروشی بوده و بساط کتابفروشی هم از نمازجمعه اخراج می‌شود.

تا اینکه در روز جمعه 22 بهمن، خدری با کتاب‌هایش به امید استفاده از ظرفیت این روز، به مقصد پایانی راهپیمایی، یعنی نمازجمعه می‌آید.  مسئولین ستاد نمازجمعه بوشهر باز در یک سوء رفتار آشکار و بدون اعتنا به ظرفیت عظیم فرهنگی روز 22 بهمن و جمعیت بزرگ راهپیمایان که به محل نماز جمعه وارد می‌شوند، با همان دلایل مالی نه تنها اجازه ورود بساط کتابفروشی را به نماز جمعه نمی‌دهند، بلکه از بساط کردن در بیرون از جایگاه و در خیابان مجاور مصلی هم ممانعت می‌کنند! نهایتا پس از مذاکره و خواهش و تمنا، آقایان اجازه می‌دهند در خیابان بیرون مصلا آن هم با محدودیت 3 کارتن(!) کتاب، بساط کتابفروشی دایر شود.

پس از این اتفاقات و این حجم از سوء تدبیر که منجر به اختلاف و بعضاً کشمکش بین بخشی از بدنه انقلابی شهر و ستاد نمازجمعه شد، امام جمعه بوشهر دستور به اجازه ورود تنها کتاب‌فروشی انقلابی شهر به نماز جمعه را صادر کرده و جمعه گذشته بساط کتابسرای باران به نمازجمعه‌ بوشهر بازگشت. این درایت امام‌جمعه پس از آن سلسله‌ی بی‌درایتی‌ها را به فال نیک گرفته و امید می‌رود این دستور، آغازی باشد بر تغییر رویه فرهنگی مجموعه‌های مرتبط.

…………………………………

*لازم به ذکر است پس از فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم معرفی کتاب در نمازجمعه‌ها، با تصمیم مشترک مجمع ناشران و شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه و ابلاغ شورا، نمازجمعه‌ها ملزم به اجازه‌ به کتابفروشی‌های معرفی‌شده از طرف مجمع ناشران برای فروش کتاب هستند.

[ad_2]

لینک منبع

اقدامات ارزشمند سپاه در محرومیت زدایی

[ad_1]

عبدالمحمد زاهدی شامگاه شنبه در نشستبا اعضای قرارگاه پیشرفت و آبادانی سپاه بیت المقدس کردستان اظهار داشت: خوشبختانه طی این مدت اقدامات خوبی در حوزه محرومیت زدایی از سوی سپاه بیت المقدس کردستان صورت گرفته است و این اقدامات باعث توسعه در مناطق روستایی خواهد شد.

وی با اشاره به اینکه سیاست توسعه مرکز پیرامون که از گذشته های دور در کشور وجود داشت سیاستی کارآمد نبود، گفت: ما چاره ای نداریم جز اینکه توسعه متوازن را از طریق توسعه منطقه ای دنبال کنیم.

استاندار کردستان با بیان اینکه تمامی نیروها بر سر رشد و توسعه استان در همه جوانب اتفاق نظر دارند، گفت: سرمایه گذاری در روستاها از جمله مسایلی است که باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد و در این راستا دولت نیز برنامه ریزی های خاصی را صورت داده و این مهم در اولویت قرار دارد.

وی با اشاره به رشد و توسعه مناطق روستایی در طول سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، عنوان کرد: هزینه هایی که نظام جمهوری اسلامی در روستاها انجام داده است در طول تاریخ این سرزمین بی نظیر بوده است اما متاسفانه هم اینک جمعیت شهرنشین نسبت به روستا نشینان بیشتر شده است که هم اکنون این رقم در کردستان ۶۴ درصد و در کشور ۷۱ درصد است.

وی اقدامات سپاه در بخش عمران و سازندگی در مناطق محروم را ارزشمند توصیف کرد و گفت: اقداماتی که قرارگاه پیشرفت و آبادانی سپاه  در کردستان در دست انجام دارد عامل توسعه بیشتر روستاها خواهد شد.

زاهدی موفقیت اجرای پروژه ها را در گرو مشارکت و همکاری مردمی دانست و گفت: مردم وقتی در اجرای طرح و پروژه ای مشارکت کنند احساس مالکیت خواهند کرد و برای حفظ و نگهداری آن نیز تلاش می کنند .

استاندار کردستان افزود: لازم است قرارگاه پیشرفت و آبادانی در استان کردستان برای جلوگیری از تداخل برنامه ها بصورت کامل با دستگاه های اجرایی هماهنگ باشد که این امر علاوه بر جلوگیری از اتلاف منابع عامل تصریح در اجرای کارها است.

فرمانده سپاه بیت المقدس کردستان نیز در این نشست در سخنانی با اشاره به امنیت پایدار استاندار کردستان، افزود: امروز به برکت حضور مردم در صحنه امنیت پایداری در استان کردستان حاکم شده است.

سردار محمدحسن رجبی بیان کرد: در سایه این امنیت ایجاد شده در استان کردستان باید تمامی مسئولان و مدیران به فکر خدمت رسانی به مردم باشند و سپاه نیز اعتبارات و برنامه های خوبی را در بخش محرومیت زدایی در روستاها آغاز کرده است.

رضا ولی بیگی مدیر واحد سازندگی و اقتصاد مقاومتی سپاه بیت المقدس کردستان نیز در این نشست گزارشی از فعالیت های قرارگاه پیشرفت و آبادانی در این استان را ارائه کرد.

وی عنوان کرد: قرارگاه پیشرفت و آبادانی در چهار محور اقتصاد و معیشت، سلامت، فرهنگ و عمران و زیرساخت ها در سطح ۱۶ دهستان استان کردستان فعالیت خود را آغاز کرده است.

مدیرواحد سازندگی و اقتصاد مقاومتی سپاه بیت المقدس کردستان بیان کرد: در قالب این طرح با مشارکت و همراهی خود مردم پروژه ها و طرح های متعددی در دستور کار قرار می گیرد و انتظار می رود که ادارات و سازمان های دولتی نیز در سطح استان همکاری مناسبی با ما داشته باشند.

[ad_2]

لینک منبع

اعتراضات مردم خوزستان سیاسی امنیتی است!؟

[ad_1]

هادی مسعودی:

?یکی از بزرگ ترین اشتباهات جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات مردمی، سیاسی دیدن ماجراست.

?در واقع سیاسی دیدن اعتراضات از جانب حاکمیت، کانال امنیتی نمودن قضایاست.

?تجمعات مردمی را ببینید، عده ای مظلوم مستضعف که صرفا برای استیفای حقشان اعتراض کرده اند را به گونه ای با عینک سیاسی رصد می کنند، که افراد باید قبل و حین و بعد تجمع صدبار بر حسن نیت و نداشتن سوءقصد و اعتقاد به نظام و ولایت و … اعتراف کند…

?جمعی آمده اند به خاطر بی آبی اعتراض، نظام فی الفور آنان را در پازل تضعیف نظام و ضدانقلاب دیده و حرکت صنفی-اجتماعی آنها را تبدیل به معضلی سیاسی-امنیتی می کند و با آنها معامله ضدنظام می کند؛ بدترین و شکننده ترین کار ممکن.

?نظام با اینگونه برخوردها خود، معترضین را به سمت واکنش های سیاسی سوق می دهد، معترضینی که صرفا برای احقاق حقوقشان(عمدتا اولیات زندگی) اعتراض کرده اند، زمانیکه چنین برخوردی را از نظام مشاهده می کنند، بسیار طبیعی است که به سمت ضدیت با کلیت نظام هول داده می شوند.

?شخص با خودش می گوید من برای اعتراض به یک “جزء” به پا خواستم، اما با یک “کل” مواجه شدم، پس ظاهرا از اساس همه با همند و سر یک سفره هستند و ….

?و اینگونه روند بسط مشکلات جزئی به دیگر ساختارها، در اذهان مردم کلید زده می شود…

?به حرکت اعتراضی کامیون داران نگاهی بیندازید؛ انقدر علیه حرکت اینان جوسازی شد و بزرگ نمایی صورت گرفت، که نماینده آنان از هر سه جمله، یک جمله اش ابراز ارادت به نظام و ولایت بود!

?بنده خدا دائما در حال اعتراف بود؛ به خدا ما انقلابی هستیم، ما رهبری را قبول داریم، ما به نظام عشق می ورزیم، ما برای شهدا قیام کردیم و …

?آخر چرا؟ دلیل این همه اعتراف چیست؟ خب اگر مطالباتش حق است(که غالباً هم حق است)، کاری کنید، اگر هم نه از مجاری قانونی اقدام کنید، چرا دمادم از او اعتراف می گیرید؟

?این از بدیهیات اصول انقلاب است، که در حکومت اسلامی هر فردی باید برای مطالبه حقوق از دست رفته اش قیام کند و فریاد بزند و مطالبه کند و استیضاح نماید، حال چه معتقد به نظام باشد چه نباشد، فرقی نمی کند؛ این منطق قرآنی است، دلیل ارسال رسل و انزال کتاب، قیام “ناس” برای تحقق عدالت اجتماعی است….لیقوم الناس بالقسط(25 حدید)

?ظلم در همه زمان ها و مکان ها قبیح است، همه جا و توسط هر کسی. و در جامعه اسلامی حق مظلوم باید تمام و کمال و بی لکنت زبان از حلقوم ظالم ستانده شود، هیچ قیدی هم بر مسلمان بودن یا نبودن مظلوم نیست، همین که مظلوم باشد کافی است برای اینکه نظام از حقش حراست نماید.

?خوانش سیاسی-امنیتی از تجمعات و اعتراضات صنفی، معلول استیلای نگاه های امنیت_محور بر تمامی ارکان های جمهوری اسلامی است. و این نگاه به قدری غلیظ است که اساساً “مردم” را به دیده “تهدید” نظاره می کند، مردم، همان ولی نعمتان انقلاب خمینی!

با این سرعت و دست فرمانی که داریم جلو می رویم، می رود تا امنیت بنشیند جای تمام آرمان های انقلاب اسلامی اعم از جمهوریت، عدالت و استقلال، و در نهایت این یعنی شکست نرم افزار انقلاب مقابل سخت افزار آن و به عبارتی جدایی مسیر انقلاب اسلامی از جمهوری اسلامی.

[ad_2]

لینک منبع