عصیان پنج دقیقه ای شعارها+صوت

[ad_1]

جمعه ۳۱ام تیرماه ۱۳۶۷، درست دو روز پس از صدور پیام قطعنامه، ظل آفتاب ظهر تیرماه،از قرار معلوم امروز رئیس جمهور خامنه ای امام و خطیب جمعه هست.

فضا غربت عجیبی دارد، انگار جمعیت بغضی است مانده در گلو که میخواهد منفجر بشود، رزمندگانِ جنگ جنگ تا پیروزی گویِ دیروز همچون به تاراج رفتگان، از جبهه ها برگشته و در صفوف دیده میشوند.

آیت الله خامنه ای پشت تریبون می ایستد؛ به رسم معمول به احترام رئیس جمهور شعارهایی داده میشود:«صل علی محمد روح بهشتی آمد»و…
رئیس جمهور از مردم تقاضا میکند بنشینند تا خطبه ها را شروع کند، اما انگار عصیانی پنهان به جان مردم افتاده، عصیانی ناشی از بغض چند روزه ای که با نوشیدن جام زهر بر گلویشان چمبره زده بود.

دیگر طاقت ها تاب شده و شعارها برخلاف رسم معمول شدت میگیرد، بعضی شعارها جدید است:
«حزب الله ؛ پیشمرگ روح الله
اماما اماما پیامتو شنیدیم، به جان و دل خریدیم
اگر همه کشته شویم دست از امام نمی کشیم
خمینی بت شکن ؛ بت فسادو بشکن»
انگار آمده اند تا با جان و دل نوشدارویی شوند بر دل و جان زهر نوشیده امامشان؛ گاهی با تمام وجود لبیک میگویند به پیام مبارزاتی آقایشان و به یاد احرام به خون خضاب شده سال قبل حجاج:
«مکه، مدینه؛ آزاد باید گردد»

دیگر امت سر از پا نمی شناسد، وقتی کار به مقتل و خون و خضاب میکشد ناخودآگاه به یاد سالار شهیدان فریاد میزنند، جمع یکصدا هیئتی میشود انگار، صدای سینه زنی با شعارها مخلوط می شود:
«حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست»

شعارها برخلاف معمول خیلی طول میکشد، حدود ۵دقیقه مردم از جان فریاد میزنند، فریادهایی که برگی می شود بر تاریخ مظلومیت حزب الله و امامشان پس از جام زهر، پنج دقیقه ای برای تاریخ، تا احدی سی چهل سال بعد نتواند بگوید جام زهری در کار نبود…

 

http://www.teribon.ir/base/img/2017/07/@teribon.mp3

[ad_2]

لینک منبع

یکسان‌سازی برای خاطره‌سوزی؛ از تبریز تا اصفهان

[ad_1]

مزارهای گلستان شهدای اصفهان، اساساً یکسان‌ بنا نهاده شده بود. بنابراین بهانه‌های کودکانه‌ای که در شهرهای دیگر از جمله تبریز، دستاویزِ تخریب مزارها شد، در اصفهان موضوعیت نداشت.

اینجاست که می‌شود عمق استدلالِ یکسان‌سازان را بهتر دریافت.

آنها با پیش کشیدن خزعبلاتی مانند بی‌نظمی مزارها، لودرها را انداختند به جان حجله‌ها و سنگ‌ها و با کلی هزینه از بیت‌المال، کویری از سنگ‌های سیاه ساختند و بعد هم با این کویر عکس یادگاری انداختند تا نامشان در تاریخ ثبت شود!

موردِ گلستان شهدای اصفهان، نشان داد که غایتِ یکسان‌سازان چیزی جز خاطره‌زدایی نبوده؛ حتی اگر این خاطره‌ها بواسطه‌ی مزارهای  همسان شکل گرفته باشد.

خاطره‌زدایی، خیانت کوچکی نیست در حق ملتی متکی به گذشته‌ی پرماجرا و پرحادثه.

اگرچه بواسطه‌ی بی‌خیالی حزب‌الله، پروژه‌ی تخریب مزارهای شهدا امری عادی شد، اما نباید این خیانت و بانیانش را بدون پرداخت هزینه‌ رها کرد.‌

[ad_2]

لینک منبع

شرف الدین؛ فراتر از یک مدرسه

[ad_1]

شرف الدین؛ نام یک مدرسه است، دبیرستان تخصصی علوم انسانی، تعاریف جالبی ازشان شنیده و دیده ام، از معلم های جوان و انقلابی اش که اکثرا فارغ التحصیل دانشگاه های تهران آن هم در رشته های تخصصی علوم انسانی اند، تا کلاس های متفاوت جامعه شناسی شان که معلم ها و دانش آموزان راه میفتند و میروند بین مردم کوچه و بازار(کاری که پیش تر آوازه اش را فقط شنیده بودیم آن هم در کشورهایی مثل چین و ژاپن)،  تا نشست های بی نظیر «عصر علوم انسانی» که در مدرسه شان با حضور اساتید انقلابی و با هدف و موضوع مشخص و براساس اولویت های نظام برگزار میکنند(چیزی که مدت هاست در فضای دانشجویی کشور که درگیر موش گربه بازی های سیاسی و خاله بازی های تشکیلاتی است ندیده ام) تا تحلیل های دانش آموزی بی نظیر دانش آموزانش که حقا بسیار فراتر از یک دانش آموز و در بسیاری موارد فراتر از دانشجویان و خیلی اساتید است، تا کلاس های کم نظیر هنر و رسانه که راه انداخته اند که حتی دیدن عناوینش آدم را به وجد می آورد چه برسد به نشستن و تلمذ در آن، تا زیر مجموعه دانش آموزی حوزوی که با نام مدرسه علوم اسلامی «حجره» به راه انداخته اند و به قولی برای خودش مینی حوزه ای هست، و هزاران «تا»ی دیگر.

آخرین چیزی هم که ازشان دیدم هیئت دانش آموزی متفاوتی است که راه انداخته اند، با اسم و رسمی متفاوت و کارهایی متفاوت؛

پیش از هر چیز بگویم که کلا هیئت و تشکیلات دانش آموزی راه انداختن خیلی رسم نیست و اصلا دانش آموز انقلابی بودن هم خیلی رسم نیست. قبلا نمونه هایی از تشکیلات دانش آموزی دیده بودم اما واقعا کارشان به نظرم چنگی به دل نمیزند و اوج حرکتشان انجام فعالیت های تربیتی است که برآیندش می شود دانش آموزان چفیه به دوش عکس آقا پروفایل گذار.

اما شرف الدین متفاوت است، خیلی متفاوت،کافیست سری به کانال و سایتشان بزنید، کارهایشان را ببینید، تحلیل هایشان را بخوانید، شعارهایشان را بشنوید و در ریز ترین کارهایشان دقت کنید، از دکور متفاوت و ساده هیئتشان تا فونت های متفاوتی که به کار می برند، تا نام هیئتشان، تا برنامه ها و کلاس های ابتکاری شان و باز هزاران «تا»ی دیگر…

همه این حرکات نشان از نوعی تابوشکنی انقلابی است، انگار اینها آمده اند تا الگو باشند، برای دانش آموزان، برای دانشجویان، برای حوزوی ها، برای هیئتی ها و کلا برای ایرانی که انقلابش را نباید فراموش کند…

بیش از این نمیگویم، مشک آن است که خود ببوید، بروید و خودتان بیشتر بخوانید، این نشانی سایتشان:

sharafodin.ir

این هم کانال تلگرام:

@sharafodin_ir

و این هم نشانی و شماره تماس:

sharafodin.ir/contactus

پ ن: به همه تهران نشینان، چه دغدغه انقلاب دارند چه دغدغه وطن، پیشنهاد میکنم در وهله اول علوم انسانی را جدی بگیرند و بعد از آن شرف الدین را…

شما هم با ارسال سوژه های خود به ادمین تریبون مستضعفین ما را در تنظیم صفحات اسطرلاب روی ستارگان انقلاب مدد نمایید.

#اسطرلاب

[ad_2]

لینک منبع

سریال «آشوب» به نیمه رسید

[ad_1]

 

با ضبط صحنه های آغاز جنگ و حمله عراق به خرمشهر

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۰۴

Share/Save/Bookmark

 

با تصویربرداری سکانس های آغاز جنگ و حمله دشمن بعثی به خرمشهر، تاکنون 50 درصد تصویر برداری سریال تلویزیونی آشوب انجام شده است.

سریال «آشوب» به نیمه رسید

 

به گزارش “حافظ نیوز“، مهدی همایونفر تهیه کننده این سریال دفاع مقدسی با اعلام این خبر گفت:  تصویر برداری این سریال این روزها پس از ضبط صحنه های مربوط به انفجارها و بخشی از درگیری های نظامی در خارج از تهران به نیمه رسیده و 50 درصد آن انجام شده است. گروه تولید این روزها به بوستان ولایت تهران به عنوان لوکیشن اصلی این سریال بازگشته و کار را ادامه می دهد. در این لوکیشن با استفاده از امکانات موجود، بخش هایی از شهر خرمشهر در زمان اشغال بازسازی شده است. 

 

سریال 25 قسمتی آشوب به کارگردانی امیر پوروزیری محصول تازه مرکز فیلم و سریال سازمان هنری رسانه ای اوج است. این سریال روایتی از مقاومت مردم خرمشهر در زمان آغاز جنگ تحمیلی است که داستان آن در ماه‌های منتهی به اشغال این شهر می گذرد. قصه عاشقانه ای بین یک جاسوس عراقی و یک پرستار که فضای ملتهب جنگ آن را دستخوش فراز و فرودهای بسیار می کند. 

 

با گذشت نزدیک به دو ماه از آغاز تولید، بخش هایی از سریال آشوب در بوستان ولایت، آبادان، خرمشهر و شهرک سینمایی دفاع مقدس تصویر برداری شده و قرار است گروه سازنده در روزهای آینده برای تصویربرداری بخش های دیگر از سریال به شهرک سینمایی غزالی بروند.

 

عوامل اصلی این مجموعه عبارتند از: کارگردان: امیر پور وزیری، تهیه کننده: مهدی همایونفر، نویسندگان: علی دلگشایی و احسان فکا، بازیگران: عباس غزالی، سیاوش طهمورث، محمود پاک نیت، پروانه معصومی، سلمان فرخنده، مالک سراج، شیوا ابراهیمی.مدیر تصویربرداری: آرش خلاق دوست، طراح گریم: کامران خلج، صدابردار: روح الله جعفر بیگلو، مدیر تولید: مجید معدنی، جانشین تولید و مدیر تدارکات: سید مقصود میرهاشمی، طراح صحنه: حمید شهیری، طراح لباس: مژگان عیوضی، عکاس: پدرام نامدار، روابط عمومی: محمد مهدی شیخ صراف، محصول تازه مرکز فیلم و سریال سازمان هنری رسانه ای اوج

 

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

راهی که ۴۰ سال به اشتباه پیموده‌ایم!!

[ad_1]

 

به بهانه روز عفاف و حجاب؛

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۲۳

Share/Save/Bookmark

 

هفته عفاف و حجاب هرساله فرصت مناسبی است تا به پدیده حجاب در سطح جامعه، نگاهی فارغ از حب و بغض‌های سیاسی و یا مرزبندی‌های غیرواقعی اجتماعی بیندازیم.

راهی که ۴۰ سال به اشتباه پیموده‌ایم!!

 

به گزارش “حافظ نیوز“،حجاب یکی از مسلمات دین اسلام و ازجمله ضروریات جامعه اسلامی است که در لزوم آن شکی نیست؛ اما گاهی وقت‌ها، یک امر بدیهی و ضروری به بدترین شکل ممکن اجرا می‌شود به‌نحوی‌که ارزش تبدیل به ضد ارزش و هنجار تبدیل به ضد هنجار می‌شود.

مقوله عفاف و حجاب نیز تا امروز سرنوشت مشابهی داشته است. ازیک‌طرف، هجمه شدید و شبیخون فرهنگی دشمنان اسلام و بهره‌گیری از جاذبه‌های جنسی برای تحریک نسل جوان و از طرف دیگر ضعف تبلیغ، ترویج و گفتمان سازی درباره عفاف و حجاب طی دهه‌های اخیر کار را به نقطه‌ای رسانده است که باید دردمندانه اعتراف کنیم بد پوششی و بدحجابی در جامعه ما در حال تبدیل‌شدن به یک امر عادی و در طرف مقابل، رعایت حجاب و عفاف در بسیاری از محیط‌ها به یک امر غیرعادی تبدیل‌شده است. به‌راستی چند درصد از دختران وزنان جامعه ما، امروز به‌درستی می‌دانند که علت و اهمیت رعایت حجاب در جامعه چیست و چرا باید حریم روابط زن و مرد رعایت شود؟

واقعیت تلخ آن است که نه نهاد خانواده و نه محیط‌های آموزشی مثل مدارس و دانشگاه و نه ابزارهای فرهنگی مثل صداوسیما که قرار بود دانشگاه ملی باشد و نه دیگر پدیده‌های دنیای مدرن نظیر شبکه‌های اجتماعی، هیچ‌کدام نه‌تنها نتوانستند فلسفه حجاب را برای نسل جوان امروز به‌درستی تبیین کنند بلکه در بسیاری از موارد، دقیقاً در جهت عکس گام برداشتند و کاری کردند که هرروز، بر دامنه ناهنجاری‌های فرهنگی در سطح جامعه افزوده شود.

علاوه بر این، معضل مهم دیگر خود پوشش بانوان در سطح جامعه است.

فرض کنیم هم‌اکنون یک بانو از طبقه متوسط شهری با اعتقادات نه‌چندان پررنگ مذهبی، بخواهد برای خود یک مانتو از سطح بازار تهیه کند.

مانتوهای مبتذل و اصطلاحاً «جلوباز»ی که این شب‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای تبلیغ می‌شود، در سطح بازار نیز به‌وفور و باقیمت‌های بسیار اندک (در حدود 30 الی 60 هزار تومان) و با تنوع رنگ و طرح بسیار یافت می‌شود و در سوی مقابل، مانتوهایی که جوان‌پسند باشد و از سویی حائز ضوابط شرعی نیز باشد، در سطح بازار به‌ندرت یافت می‌شود و اگر یافت شود هم به لحاظ قیمتی، معمولاً از 100 هزار تومان بهای آن‌ها شروع می‌شود! بنابراین نتیجه می‌گیریم این روزها در وسط یک کارزار نابرابر فرهنگی قرارگرفته‌ایم و نمی‌دانیم برای برون‌رفت از وضع موجود چه باید کرد.

راهپیمایی برگزار می‌کنیم، نمایشگاه تولیدات عفاف و حجاب برگزار می‌کنیم، به‌صورت فصلی و یک‌درمیان واحدهای گشت ارشاد آن‌هم نه مردمی بلکه توسط قوه قهریه ایجاد می‌کنیم و دست‌آخر بر روی منبرها از وضع موجود گلایه کرده و خطابه‌های آتشین سر می‌دهیم اما وضع عفاف و حجاب در سطح جامعه نه‌تنها بهتر نمی‌شود بلکه هرروز بدتر نیز می‌شود؛ و در این میان، افرادی نیز پیدا می‌شوند که صورت‌مسئله را به‌راحتی پاک‌کرده و عنوان می‌دارند اصلاً بد پوششی بانوان در جامعه مسئله مهمی نیست! اصلاً در اولویت نیست!

می‌توان طرحی نو درانداخت و فصل جدیدی درزمینهٔ عفاف و حجاب در سطح جامعه آغاز کرد به‌شرط آنکه در وهله اول اشتباهات رخ‌داده در این زمینه را بپذیریم و از تکرار آن جلوگیری کنیم؛ مقوله عفاف و حجاب در سطح جامعه را به موضوعی مردمی تبدیل کنیم و نه صرفاً حاکمیتی و سپس در عرصه طراحی و تولید مانتوی اسلامی جوان‌پسند سرمایه‌گذاری صحیح صورت بگیرد و دست‌آخر، برنامه‌های آموزشی و فرهنگی با محتوای مناسب و جذاب تولید و با استفاده از شبکه‌های نوظهور اجتماعی به نسل جوان ارائه می شود.

منبع: فارس

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع